خرید بک لینک
خلاف جریانی که کسانیکه در مورد آیین‌های غرب کار میکنند و دامن میزنند به تمایلات جداطلبانه فولتز اینگونه نیست و زبان و فرهنگ را دقیقا یکی نمیداندپرسش این است که آیا میترائیسم دین محسوب میشود یا آیا صرفا یک آیین نهان‌روشی نیست؟ میترائیسم پیشازردشت: لوح بغازکوی نشان میدهد اقوامی در این لوح نام میتره را می‌اورند بنابراین شکی نیست که پیشازردشتی است در ودا هم ایزد بی‌اهمیتی نیست نکته اینست که آیا مظهر جداگانه‌ای داشته؟ نمیتوان چنین گفت شواهد باستانشناسی داخل ایران چندان زیاد نیست باستان‌شناسان در تحل

برچسب: نویسنده: مریم طاهری تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 2:12

شنبه که آن کلاس نکبتی را داشتم گفته بودم به مهران که اگر دانشگاهی ببینمت از صبح که رسیدم باهم بودیم رفتیم نشستیم زیر مرکزی همانجا ناهار هم خوردیم لوبیاپلوی‌ تعاونی را گرفتم وسط‌اش دوست‌های مهران هم می‌آمدند و سلامی میدادند و میرفتند کلی هم حرف زدیم از این میگفت که در تهران اوضاعش بهتر است و دخترها را دارد دیت میکند و اینها برایم عجیب است که دیت کردن را دوست دارند یعنی یک آدمی که نمیشناسند را میخواهند ببینند و بعد بشناسند این خیلی حوصله میخواهد، نمیخواهد؟ خلاصه از چندتا دختری که به زبان ساده در

برچسب: نویسنده: مریم طاهری تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 2:12

هاجرانگیزمانه حامل هجر است و لابد / نهد یکروز بار خویش حامل تشنه‌ام تشنهٔ محبت دوست جشن دانش‌آموختگی مفصل خوش گذشت بر خلاف تصور و پیش‌بینی‌ام از اینکه رفتم پشیمان نشدم. منتها چنانکه همیشه بوده عمر خوشی کوتاه است دو روز خوش بودم از دو اتفاق که آن روز رخ داد شاید بنا به محرومیت هیجانی و شاید برای اینکه سالها بود مسیر سخت سربالا را گز کردن حتی کوچکترین حاصلی محض دلخوشی و تفریح هم نداشت احساس کردم آن روز فقط کمی دوست داشته شدم تصمیم گرفتم ارزش دوستی را بدانم و دوستی‌هایم را بااین‌وجود ک

برچسب: نویسنده: مریم طاهری تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 2:12

تمام این مدت هرچیز که اینجا مینوشتم غیر قابل مشاهده میکردم. چون در همه آن مطالب و احتمالا همه مطالب بعد از این که اینجا میگذارم چه قابل مشاهده باشد چه نه، چیزی ارزش نگاه انداختن یا حتی نیم‌نگاهی انداختن را هم ندارد.در زمان حاضر سرم به کارم گرم نمی‌شد. دیدم از همه‌جا رانده شده‌ام و حالا هم معلوم نیست حتی برای چی کار میکنم. من به سختی دل‌مرده‌ام. من یادم نیست چه‌ها گذشت. دروغ نگفته باشم فقط یکسری تصویر محو. یکسری خاطرات دور. مثل حوادث خواب‌ها گنگ. به‌سختی میشود خط داستان را یافت. حالا مانند یک ت

برچسب: نویسنده: مریم طاهری تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 2:12

صفحه بندی